به غصه‌های جامانده توست ، شايد...

عبورت عينهو تصوير کشيده بی‌رمق ِ نور ماشين‌ها شده .

گريزم اما؛

نه به حاجت ِ خاک خورده دلم،

به غصه‌های جامانده توست ، شايد!

بقول ِ يکی از همان ترانه‌های دلخوشی؛

از بی‌سببی ِ سر به هوای توست که،

مدام در راه ِ بی‌مقصدم.

گشايشی اگر درکار بود که،

واپس ِ تمامی قسم‌های مستند،

بذل ِ کرامتی بی‌چشم داشت،

ميانه ِ حاجت و اجابت را خوب می‌کرد.

حالا تو هی به روی نجابت ِ زخم خورده ما،

نمک ِ بی‌تفاوتی بپاش.

 

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
ard

گريز هميشه راه درست نيست/موفق باشی

باران*?؟*

سلام...وای باران...پاییز..........من دارم روياهايم را يکي يکي خاک مي کنم . مي دانم کمي سخت است . اما به زحمتش مي ارزد خوشبختي ما آدم ها گاهي محدود مي شود به خيال هاي مرده که در ميان تنهايي اين شب هاي زمستاني جان مي گيرند کم کم . آن وقت من با نوشته ها اشک مي ريزم و کم مانده فرشته کوچولو بيايد خواب هارا رنگي کند....

spring

کاش گوشی حرف ما را می شنيد...بهر با هم بودن کاش قلبی می تپيد....کاش کمتر مهربان بودی دلا...تا يکی هم ناز ما را می شنيد...«بهاری باشی و در پناه حق»