وقتي نگاه مي كنم ،
درد مي بينم
خويشتن را بيگانه از اين درد
ليك ،...!
پروردگارا
چه فلسفه ايست ؟
باز هم نمي فهمم
چه حكمتيست ؟
بازهم نمي فهمم
مهم نيست
تا پايان ،
هنوز فرصت باقيست
مهم اين است كه
به انتهاي فرصت نرسم
مطلوبا
فلسفه نمي دانم
بافتنش را هم يادم ندادند
فلسفه مخلوقات تو
در چيست ؟
قادرا
تمناي وصالت را دارم
تو هميشه با من بودي
خودت بگو
خودت برايم هضم كن
قادر به هضم كردن نيستم
روزگار را نمي فهمم
غبار ها را برايم تو بشوي
تا ببينم
هميشه پناهگاهم تو بودي
كتاب عمر من را مگذار،
انباشتي از مجهولات
اينگونه ناشناخته ها پركنند
بر من بتاب و
برمن روشن كن
از غمي كه ميداني
گر بهانه اين باشد كه
سر فرود آورم
من عاشقانه سر فرود مي آورم







/ 1 نظر / 7 بازدید
طلوع

خيلي زيبا بود. شاد باشي