گلم
راهت درازه و عمر من کوتاه
دلت کوچيکت يه درياست و دل بزرگ من يه قفس کوچيکی که توش جنگ عاطفه‌هاست.
نازکم
زندگی يه گليه با کلی گلبرگ که هر گلبرگش يه ورق پر از احساس .
با اينهمه می‌مونی که چطور تو هر صفحش اينهمه جا می‌شه و تو دل درياييت جا براشون پيدا ميشه .
احساس عشق ، کين ، دوست داشتن و عداوت.
دلم
دلت که ميگيره ، نذار جايی واسه خودت باقی نذاره . آخه اول آخر تويی و اون يه تيکه جا و کلی آه سينه سوز.
لطيفم
پر ها تو پر کن از بوی صبوری و پرواز کن درست به سمت معنويت .
بوی بدی داره اين پول کثيف.
دل درياييت ، وقتی خالی از اين بو باشه ، ميشه معبد عشق.
آره دلم
دل ماميت اين روزا بدجوری هوای گريه داره . همون قفسی که توش پر از تيکه‌‌های شکسته احساسات پر از رياست . اونم با لباس ميش.
تو و بابائيت ميفهمين از چی دارم حرف می‌زنم .

 

/ 0 نظر / 8 بازدید