قرار است اتفاق جديدی رخ دهد و من هم عناصر ِ پوشالی ِمحصور در حباب‌ها را به عبور ِ باد بسپارم . بستر ِبايگانی که خلوت شود ، می‌شود فراموش‌شدگانی را يادآوری کرد که آدمی را حسرت ِسرگردانی تعبير می‌کنند .
مدتی است که با رفتن حسين پناهی مُهر سکوت بر لبانم نشسته . کسی که هيچکس نمی‌تواند مثل خودش ، ترجمه‌اش کند . و می‌توان اسطوره اصالت و يک‌رنگی نامش نهاد . او که هيچ رسالتی نداشت جز اينکه با خدای خود ، چشم در چشم هم دو استکان چای بنوشند و من و تو ديوانه فرضش کنيم . درست همان طور که قبلاً گفته بودم ، از جنون به کمال رسيدن . پناهی را می‌توان در نوشته هايش تعريف کرد . آنجا که به نازی ِ دلش می‌گويد :
«عشق من ،
آب‌ها لنز مورب دارند 
آدم و وارونه ثبتش می‌کنند .
عکسمون تو آب برکه تا قيامت می‌مونه 
رنگی يا سياه سفيد ؟
من سياه و تو سفيد ... ».
و پاسخی از اين شفاف تر هم می‌تواند مؤيد شخصيت او باشد ؟ به راستی ما که مانند يک جارچی ، خودمان را مدام برای ديگران تفسير می‌کنيم ، چطور می‌توانيم پناهی ها را ببينيم ؟ و آيا چند تا از اين پناهی‌ها داريم تا به عاقل بودن خودمان شک نکنيم ؟
قرار است اتفاق جديدی رخ دهد و مسير باد از سمت ِ بی‌سوی قاصدک‌ها عوض شود و درست به سمت ِ برکه حباب‌ها حرکت کند . آن‌وقت من هم می‌توانم فيلترهای خروجی مغزم را بازنشسته کنم و از تب‌های تند ِ زودگذری که عشقش می‌نامند ، هزاران وصله به هم ببافم و برای زمستان کبک‌ها ، لباس همرنگ ِ برف بدوزم .  

/ 10 نظر / 8 بازدید
yassi

:)

*****

سلام و سلام و بازم سلام ، منم دچار اين تب شدم اما هنوز تو وجودمه شايدم فکر ميکنم که اينجوريم خودمم نميدونم اما يه چيزی ، اصلا دوست ندارم خودمو گول بزنم اما تو اين هم شک دارم حال غريبيه که ادم ندونه چی ميخواد اون هم تو اين مقوله شايدم اسمشو ميشه گذاشت تزلزل

سیمرغ عشق

سلام ٬ فقط ميتوانم بگويم ٬‌ پناهی راحت شد ٬ به آرامش رسيد و ..... ای کاش من ..... يا حق !

آزاده

سلام...دلم برات تنگ شده خانومی!

babak

سلام باران عزيز چه شعر زيبايی بود اين شعری که انتخاب کرده بودی ...

?

.....خسته ام..... خيلی خسته ام! کاش اين روزها کنارم بودی...

naslidigar

من هم می‌توانم فيلترهای خروجی مغزم را بازنشسته کنم و از تب‌های تند ِ زودگذری که عشقش می‌نامند ، هزاران وصله به هم ببافم و برای زمستان کبک‌ها ، لباس همرنگ ِ برف بدوزم . .../.... بايد تبريک بگويم ...؟

چسب زخم

ااااااااااااااااااااا....کامنت من کو؟!

چسب زخم

من فکر می کنم که شما دوباره فعال شو عزيز..

بابک

باران جان پس کجايی؟ نمی نويسی؟