فرقی ندارد که چگونه پرستش می کنی مادامی که زانو زده ای  گوشه ای از شعر سبک چونان نسيم نوشته لئونارد کوهن -----------------------------------------------مسيح دريانورد بود .آن دم که بر آب گام می نهاد،او مدت ها از ورای برج چوبی خوداو را می نگريستآنگاه به يقين دريافت که تنها انسان های غرق شده او را می بينند .گفت : همه انسان ها بايد دريانورد باشند تا آنگاه دريا نجات شان دهد . گوشه ای از شعر سوزان نوشته لئونارد کوهن -------------------------------------------------امروز به توصيه دوستی سری زدم به وبلاگ دوستمون هليا . ايشون مطلبی در تاريخ ۶ آگوست نوشته بودن که احساس کردم همه اون کسانی که حرف دلشونه بايد بخوننش . ولی مهم نيست که جنسيت چيه . مهم اينه که همه بتونن لمسش کنن . چون ممکنه همه جا صادق باشه . اينکه ما آدما ياد بگيريم چيزی که برای خودمون می پسنديم از ديگری نهی نکنيم و بالعکس . يادتون نره که حتما بخونينش مطلب مربوط به چت و نگرش ما ايرونی ها درمورد جايگاه افراد به تاريخ ۶ آگوست چون دوستمون هليای عزيز عضو بلاگر هستن و تاريخها به ميلادی اونجا ثبت ميشن .---------------------کاشکی زودتر پائيز بياد ...  

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

سلام شعرهای زيبايی بود ممنون . بعضی شعر ها نکته های خاصی داره که ماندنی ترش ميکنه ..

ارسلان

سلام . شعرا قشنگ بود . آفرين به انتخابت . پاينده باشی .

yalda

زیبا انتخاب کرده ای. زیبا بمان.

sayeh

:)

نیما(خانه دوست)

اون اولی که نوشتی راجع به پرستش قشنگ بود و مسيح هم که....جون آرزوی موفقيت کردن تکراری شده براتون آرزوی گشايش تو کاراتون رو دارم

sahar...

دالی موشه! شعرهای قشنگی رو انتخاب کرده بودي.شادباشی

پسر مهربون

سلام زيبا بود . اولين متن هم که خيلی زيبا بود و نظرم رو به خودش جلب کرد . آفرين . دست حق يارت

kasra

ازت دلگيرم خودت هم ميدونی چرا ..!

kasra

تو که از احساس سرشار توکه با هر صدا آشنا تو که عشق را در نگاهها می نگری نو که عشق را در دلها می جویی تو که بهانه ها را می خوانی مرا بخوان من قصه ی عشق توم من فریاد خاموش دلهای عاشقم مرا بخوان و فریاد بزن عالم از قصه ی من تر است مرا نظا ره کن منم رسوای عالم مرا نظا ره کن تا ببینی که گلها همه گل نیستند

ارسلان

سلام . بابا چرا وبلاک نويسی رو تحريم کردی ؟!‌ کجايی ؟!‌‌