سلام ،
امروز حال غريبي دارم . اون از خوابي كه ديشب ديدم و اينم از جمله اي كه راننده تاكسي بهم گفت و منو برده ناكجاآباد !
اصلا ولش كن ......
............
ايكاش كلمات نبودند
ايكاش مي شد ،
فقط با يك نگاه
آري فقط با يك نگاه
قاعده را تفهيم كرد
.............
ايكاش كلمات نبودند
تا رازها گشوده نشوند
نازكها ترك برندارند
دروغي گفته نشود
.............
ايكاش كلمات نبودند
تا امروز من
آن جمله درويش را نمي شنيدم
تا من دگرگون نمي شدم
تا همه مي فهميدند كه ،‌
كلمات ،انتهاي فهم دنيا نيستند
..............
ايكاش كلمات نبودند
تا تو مي خواندي
از نگاهم بدون تفسيرمغرضانه
صفاي اين دل .....
ديگر نمي توانم
بغض ياريم نميدهد ....
ديگر ....


/ 2 نظر / 8 بازدید
طلوع

مثل هميشه زيبا بود. ايكاش ديگران نيز از دريچه نگاه تو زندگي را مي ديدند و بر آن لبخند مي زدند. شاد باشي

مهدی

نگفتی حالا چه خوابی ديدی ؟! D: